خرید بک لینک
بروید ای حریفان بکشید یار ما را به من آورید آخر صنم گریزپا رابه ترانههای شیرین به بهانههای زرین بکشید سوی خانه مه خوب خوش لقا را وگر او به وعده گوید که دمی دگر بیایم همه وعده مکر باشد بفریبد او شما را دم سخت گرم دارد که به جادوی و افسون بزند گره بر آب او و ببندد او هوا را به مبارکی و شادی چو نگار

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 9:12

خداوند اولین چیزی که در عالم خلق کرد روح و جان بود و روح را درجسم حوا به ودیعه گذاشت به او گفت آدم روح ندارد ، با او می سازی ؟ حوا گفت بله می سازم . خداوند آدم را به حوا سپرد .روح حوا بزرگ بود ، آدم را به آغوش کشید و اجازه داد تا او فتح اش کند زیبایی اش را و روح بزرگش را ببیند و عظمت روح زن را د

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 22:57

در سلسله سخنرانی های دکتر سروش مبنی بر اصناف دینداری ، ایشان تقسیم بندی از انواع دینداری می کنند . از نظر من دینداری و دین در این بحث مشمول هر گونه معنا و معنویت می شود و اگر بخواهیم می توانیم به جای دینداری از کلمه معنویت وروشی برای زندگی نام ببریم که در آن خالق و محبوب و معشوقی وجود دارد و هدفی ب

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 7:11

دردیست غیر مردن کان را دوا نباشد

پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن

برشاه خوبرویان واجب وفا نباشد

ای زرد روی عاشق تو صبر کن وفا کن

گر اژدهاست در ره،عشق است چون زمرد

از برق آن زمرد ،کاین دفع اژدها کن

مولوی

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 7:11

تاخیر نکن،حکم بده حاکم احساس

تا موی تو و دست من و شانه مهیاست

سازی بزن و سوز دل خسته دوا کن

گیسوی تو پیچیده ترین ،معضل دنیاست

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 7:11

شرح این عاشقی ننشیند در سخن

که بهر عشق والای تو همه جهان نیرزد

در روح و جان من میمانی ای وطن

به زیرپا فتد آن دلی که بهر تو نلرزد

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 7:11

هله نومید نباشی که تو را یار براند گرت امروز براند نه که فردات بخواند در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند نه که قصاب به خنجر چو سر میش ببرد نهلد کشته خود را کشد آن گاه کشاند

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 7:11

وقتی هنوز هِر را از بِر تشخیص نمی دادیم، دنیایمان دگرگون شد و همه چیز به هم ریخت و عوض شد . ارزشها تغییر کردند ، بیشتر نوجوانان هم سن ما اهل کتاب و مطالعه و آرمانی بزرگ برای تغییر جهان کهنه شدند. در مدرسه و بین دوستان می شنیدیم که هرکس بایستی جهان بینی داشته باشد و برای خودش صاحب ایدئولوژی بشود، ما

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 7:11

کسی از مانی پیامبر رسید این پروردگاری که از آن سخن می گویی چه نام دارد؟

مانی گفت،من اورا باغ های روشنایی می نامم.

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 7:11

گردون نگری ز قدر فرسوده ی ماست

جیحون اثری ز اشک پالوده ی ماست

دوزخ شرری ز رنج بیهوده ی ماست

فردوس دمی ز وقت آسوده ی ماست

منسوب به خیام

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 7:11

گفتم :"ای عشق،من ازچیز دگر می ترسم"

گفت:"آن چیز دگرنیست دگر، هیچ مگو.

من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت

سر بجنبان که بلی،جز که به سر هیچ مگو."

گفتم:"ای دل،چه مه ست این؟"دل اشارت می کرد

که"نه اندازۀ توست این، بگذر، هیچ مگو."

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 7:11

یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرایار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی سینه مشروح تویی بر در اسرار مرا نور تویی سور تویی دولت منصور تویی مرغ که طور تویی خسته به منقار مرا قطره تویی بحر تویی لطف تویی قهر تویی قند تویی زهر تویی بیش میازار مرا حجره خورشید تویی خانه ناهی

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 7:11

صفحه بندی