برچسب:
نویسنده: میلاد اسدی
برچسب:
نویسنده: میلاد اسدی
برچسب:
نویسنده: میلاد اسدی
دردیست غیر مردن کان را دوا نباشد
پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن
برشاه خوبرویان واجب وفا نباشد
ای زرد روی عاشق تو صبر کن وفا کن
گر اژدهاست در ره،عشق است چون زمرد
از برق آن زمرد ،کاین دفع اژدها کن
مولوی
برچسب:
نویسنده: میلاد اسدی
تا موی تو و دست من و شانه مهیاست
سازی بزن و سوز دل خسته دوا کن
گیسوی تو پیچیده ترین ،معضل دنیاست
برچسب:
نویسنده: میلاد اسدی
که بهر عشق والای تو همه جهان نیرزد
در روح و جان من میمانی ای وطن
به زیرپا فتد آن دلی که بهر تو نلرزد
برچسب:
نویسنده: میلاد اسدی
برچسب:
نویسنده: میلاد اسدی
برچسب:
نویسنده: میلاد اسدی
مانی گفت،من اورا باغ های روشنایی می نامم.
برچسب:
نویسنده: میلاد اسدی
جیحون اثری ز اشک پالوده ی ماست
دوزخ شرری ز رنج بیهوده ی ماست
فردوس دمی ز وقت آسوده ی ماست
منسوب به خیام
برچسب:
نویسنده: میلاد اسدی
گفتم :"ای عشق،من ازچیز دگر می ترسم"
گفت:"آن چیز دگرنیست دگر، هیچ مگو.
من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی،جز که به سر هیچ مگو."
گفتم:"ای دل،چه مه ست این؟"دل اشارت می کرد
که"نه اندازۀ توست این، بگذر، هیچ مگو."
برچسب:
نویسنده: میلاد اسدی
برچسب:
نویسنده: میلاد اسدی